شمس الدين محمد بن محمود آملي

553

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

بنده يا چهار پائى به دو رسد . و در هفتم دليل باشد بر دل‌مشغولى و در هشتم غيبت از وطن و فوت بزرگى و در نهم سفر بود بدشخوارى يا رسيدن غايبى و در دهم نكبت او باشد از پادشاه و افتادن از مرتبه . و در يازدهم سقوط سعادت و در 12 زيان رسيدن از دشمن و گرفتارى و در 13 زحمت از حكام و بعضى گفتند بيرون آمدن از شقاوت و در 14 زيان رسيدن اندك و ايمن شدن از ترس و در 15 خرمى رسيدن و در 16 عاقبت بخير انجاميدن . حمره در اول خوف و تهديد و مكر و حيله بود و در دوم رسيدن فايده از غايب و در سوم بر خصومت ميان برادران و خويشان و در چهارم ثبات ملك و در پنجم روزى يا فرزند و در ششم غم يا خصومت و در هفتم نكاح دختر بكر و در هشتم نكبت و جنك و خصومت و خون ريختن و در نهم سفر مخوف و در دهم خوف از حكام و در 11 بر گرديدن دوستان و حذر از دشمنان و در 12 بدى احوال و بعضى گفتند بيرون آمدن از غم و در سيزدهم اگر به جهت بيمار بود بيم باشد و الا بحسب شواهد حكم بايد كرد و در 14 و 15 و 16 پسنديده نباشد ، بياض در اول سئوال از نفس بود و رسيدن نامه و رسيدن چيزى به دو و در 2 شرف و در 3 رسيدن ببرادر و خواهر و در 4 بر عاقبت نيك اما اگر بيمار بود پسنديده نباشد و در 5 فرزندى بود يا مكتوبى و در 6 بيمار را خوف بود و در 7 بواسطه زن چيزى از دست برود و در 8 نيك باشد و در 9 غايبى يا مسافرى يا نامه برسد و در 10 خير و بشارت از بزرگان بود و دزديده باز آيد و در 11 شغلى بود يا منفعتى يا مكتوبى كه برسد و عاقبت بخير باشد و در 12 بيم از آفتى يا تهلكه بود و در 13 رسيدن بوصل مطلوبى يا دوستى و در 14 محظوظ شدن از عيش و صحبتى و در 15 حكم ثالث و در 16 حكم رابع دارد . و نصره خارج در اول صحت و قوت حكم و باشد و در 2 بنده يا اسبى به دو رسد و بيت المال نيك شود و در 3 خوشى خويشان و برادران و در 4 نيكوئى عاقبت